خرید بک لینک
مرد و زن ندارد! آدمها با بیتوجهی و نادیده گرفته شدن، از درون میمیرند ...... درون هر انسان یک کودک معصوم و بیگناه نشسته که حواسش به جزئیترین رفتار آدمها هست ،،،،،،، وازبیتوجهی وتبعیض،مچاله میشوددرخودش وازدنیا میترسد وهرچه بیشتر میترسد، بیشتر فاصله میگیرد ،،،،،،،،فرق است میان زمانی که آدمی تنهایی راانتخاب میکند با زمانی که آدمی تنهایی را ترجیح داده! ،،،،،،،، در ترجیح، یک نوع اجبار و گریز هست که در انتخاب نیست .......مردوزن که ندارد،آدمهاراببینید،وقتی میخندند، وقتی حرف میزنند، وقتی تلاش میکنند و وقتی با تمام اشتیاق، شما را برای معاشرت و هم صحبتی انتخاب کردهاند .......نگذارید آدمی از درون بشکند و شما بزرگترین دلیلش باشید ......

برچسب: نویسنده: ابوالفضل شجاعی تاريخ: چهارشنبه 10 مرداد 1403 ساعت: 16:22

خدا کند در هیچ کشوری انقلاب نشود.....قرار بود «من» در حافظیه شیراز باشم، تو با قطاری از مسکو بیایی!شبی خوش از باد و بهار و باران!شاید ساقدوشی مست...از پاریس برایمان شرابی گس...کمی هم لبخند زیتون بیاورد.باز یادم میآید قرار بودانگشتری از غزل های حافظ دستت کنم و با فالی سرخ...شعر زندگی را با هم آغاز کنیم.چه کنیم!در هر سه کشور انقلاب شد!در روسیهسرخ ها حاکم شدند...در فرانسهعاشقان، سر بر گیوتین دادند....ودر ایران؟؟؟البته میدانی که چه شد!سالهاست که تو در کلیسای سن پترزبورگهر یکشنبه.....شمعی از دلتنگیهایت را به آتش میکشی...و من...در سقاخانه محلماننان و ماستی، نذر عاشقان گمنام میکنم!عزیزم!به هم برسیم یا نه...مهم نیست.خدا کند...دوباره در هیچ کشوری....انقلاب نشود.

برچسب: نویسنده: ابوالفضل شجاعی تاريخ: چهارشنبه 10 مرداد 1403 ساعت: 16:22

بابا لنگ دراز عزیزم؛ بعضی آدمها را نمیشود داشت؛ فقط میشود یک جور خاصی دوستشان داشت. بعضی آدمها اصلا برای این نیستند که برای تو باشند یا تو برای آنها. اصلا به آخرش فکر نمیکنی؛ آنها برای اینند که دوستشان بداری! آن هم نه دوست داشتن معمولی نه حتی عشق؛ یک جور خاص دوست داشتن که اصلا کم هم نیست. این آدمها حتی وقتی که دیگر نیستند هم، در کنج دلت تا ابد یک جور خاص دوست داشته خواهند شد.برای سیاه سوخته جونم

برچسب: نویسنده: ابوالفضل شجاعی تاريخ: چهارشنبه 10 مرداد 1403 ساعت: 16:22

صفحه بندی